ایمان به کفر
ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳  

یکی از دوستان یادداشت گذاشته بود:

 

  • اگه از داوکینز خوشت میاد، هیچوقت این حرفو نزن که :
    "از این داوکینز خوشم میاد، از اون کافرهای روراست و صریح، به کفر خودشون ایمانی دارن که بسیاری از دین داران به دین خودشون ندارن!"
    داوکینز همیشه گفته مخالفه ایمانه.
    ایمان براش معنی نداره. همیشه باور باید همراه با اطمینان و فهم علمی و دقیق باشه که در این صورت دیگه ایمان نیست و دانشه.
    داوکینز با ایمان مخالفه، چه ایمان به خدا و چه ایمان به هر چیز دیگه. در واقع بی خدایی (آیتیست) همون نداشتن ایمان. ایمان داشتن خطرناکه، به هرچی که میخواد باشه.

 

وقتی ترکیب "ایمان به کفر" رو به کار می بردم یادم بود که داوکینز کلا ایمان رو قبول نداره.

نکته ای اینجا هست، داوکینز هم قبول داره که وجود نداشتن خدا رو نمیشه ثابت کرد، همونطور که وجود داشتن اون رو نمیشه ثابت کرد. این موضوع رو چیزی شبیه به همون خدای اسپاگتی پرنده یا قوری در حال گردش به دور خورشید میدونه که نه قابل اثبات هستن و نه قابل رد، ولی دارای اهمیت هم نیستن.

عنوان یکی از بخش های کتابش شرح اینه که "به احتمال بسیار زیاد، خدایی وجود ندارد"، و منظورش هم کم و بیش خدایی با مشخصات خدای ادیان ابراهیمی بوده.

داوکینز به خوبی توضیح میده که در بین میلیونها کهکشان و میلیاردها ستاره و منظومه، عجیب نیست که منظومه ای مثل منظومه خورشیدی ما و سیاره ای مثل سیاره ی ما برای حیات وجود داشته باشه، این منطقیه و با دانش فعلی بشر هم قابل تفسیر و تاییده.

اما در پاسخ به این پرسش کلی تر که چرا ثابت های جهانی دقیقا جوری تنظیم شدن که ما بتونیم حیات داشته باشیم، میگه شاید نظریه چند جهانی درست باشه، جهان هایی با ثابت های گوناگون که از بین اونها جهان ما ثابت هایی مناسب برای حیات ما داشته! اما این یکی نظریه ای غیر قابل اثباته (رد پذیر هم نیست) و ماهیتا چیزی شبیه به همون قوری و اسپاگتی پرنده ست. حتی فرضیه های مربوط به جهان ما هم بعضی قابل اثبات یا رد نیستن چه برسه به فرضیه ی وجود جهان های دیگه.

همچنین در توجیه پیچیدگی هایی مثل تاژک باکتری، برای اینکه نشون بده اون پیچیدگی هم غیر قابل فروکاستن نیست، باکتری های مشابهی رو مثال زده که میتونن مواد درون خودشون رو به بیرون پمپ کنن و بنابراین یک مرحله از مسیر رو پیشروی کردن. اما واقعا باکتری تاژک دار با پیچیدگی های عجیب خودش و استفاده از دهها نوع پروتئین برای حرکت دادن و توقف تاژک، اگر از راه تکامل باکتری های ساده تر به اینجا رسیده باشه، مسیری هیجانی و جهش های بزرگی داشته. تصور اینکه تغییرات اتفاقی ژن ها تحت فشار طبیعت بتونه چنین پیچیدگی هایی رو به وجود بیاره حتی گاهی از پذیرش تکامل انسان هم سخت تره و چون قابل اثبات آزمایشگاهی نیست، برای پذیرش نیاز به نوع خاصی از "ایمان" داره. 

خویشاوندی انواع انسان ها با شامپانزه رو میشه پذیرفت، دست کم شباهت کروموزومی و ژنتیکی این رو نشون میده و از طرف دیگه، نمیشه توجیه کرد که در صورت آفرینش یکباره ی انسان، چرا اینقدر شبیه به شامپانزه آفریده شده. پس پذیرش خلقت یکباره ی انسان نسبت به پذیرش تکامل، نیاز به ایمان بیشتری داره. اما پذیرش به وجود اومدن جهان از هیچ، چند جهانی، تکامل تاژک و این جور چیزها هم نیاز به ایمان (با درجات مختلف) دارن، و پذیرش نبودن خدا که قابل اثبات و رد نیست، یک پله بالاتر از همه ی اینها نیاز به نوعی از ایمان داره که باید بهش بگیم ایمان به کفر.

امیدوارم کسی نوشته های منو زیاد جدی نگیره، چون تا اینجا فقط فهمیدم که هیچی نفهمیدم، پاسخ هایی که مذهب میده قابل پذیرش عقلی و علمی نیستن، پاسخ های علم هم کمابیش آدمو به لاادری گری سوق میدن و خدا رو کشف یا رد نمیکنن، خود خدا هم در صورت وجود، تصمیم نداره خبری از خودش بده! 

 


کلمات کلیدی:
 
دلداری الهی
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸  

از این داوکینز خوشم میاد، از اون کافرهای روراست و صریح، به کفر خودشون ایمانی دارن که بسیاری از دین داران به دین خودشون ندارن!

اما یه جایی تو کتاب توهم خدا، وقتی داشته جای خالی خاصیت های خدا رو با روش خودش پر میکرده، مطلبی نوشته که نمیشه کاملا باهاش موافق بود.

 

Turning now to Type 2 consolation, it is easy to believe that
religion could be extremely effective. People caught up in a terrible
disaster, such as an earthquake, frequently report that they derive
consolation from the reflection that it is all part of God's
inscrutable plan: no doubt good shall come of it in the fullness of
time. If someone fears death, sincere belief that he has an immortal
soul can be consoling - unless, of course, he thinks he is going to
hell or purgatory. False beliefs can be every bit as consoling as true
ones, right up until the moment of disillusionment. This applies to
non-religious beliefs too. A man with terminal cancer may be
consoled by a doctor who lies to him that he is cured, just as
effectively as another man who is told truthfully that he is cured.
Sincere and wholehearted belief in life after death is even more
immune to disillusionment than belief in a lying doctor. The
doctor's lie remains effective only until the symptoms become
unmistakable. A believer in life after death can never be ultimately
disillusioned.

 

هرچند در ادامه، این مسئله ی دلداری و آرامش الهی رو هم به روش خودش جواب داده و این خاصیت خدا رو هم رد کرده، اما من با صورت این مسئله مشکل دارم... اینکه اصولا دلداری و آرامش الهی به این بیان وجود داشته باشه.

فردی رو در نظر بگیریم که فرزند خردسالش دچار سرطان، سندرم داون (یا هر نوع بیماری سخت و لاعلاج دیگه) باشه، (عمدا فرزند خردسال رو مثال زدم که در بی گناهی اون بحثی نباشه). چنین فردی اگر خداباور باشه، دائما در حال التماس یا جدل با خداست:

 

- اگه گناهی کردم، منو ببخش و تلافی نکن.

- اگه این آزمایش توئه، کمکم کن که در اون قبول بشم!

- تو رو قسم به (مقسوم!)  بیمار ما رو شفا بده

همچنین ممکنه به این قدیس و اون امام و فلان امام زاده متوسل بشه و و نذر و نیاز و دعا و .... به امید تغییر نظر خدا

یا کمی تندتر:

- من که گناهی نکردم، چرا اینجوری شد؟

- اگه من گناهی کردم، چرا سر بچه خالی میکنی؟

- چرا همچین آزمایش مسخره ای می گیری؟ بهت بگما! من رد میشم

یا حتی:

- واقعا که! گند زدی با این خلقتت. پس اون عدالتت کو؟ مهربانی و رحمان و رحیمت کجاست پس؟

- اصلا هستی یا نیستی؟ "وجود نداری یا وجودشو نداری؟" *

و خیلی حرفهای دیگه، یادم هست "در خاک خفته" رو که می خوندم، پدر دختری  که در حال فوت بود (مادلن؟) با کشیش مناقشه میکرد که "خدا میخواد دختر من بمیره همونجور که گذاشت پسر خودش بمیره".

 

اما یک بی دین یا بی خدا، یا حتی یک لاادری گر راحت تر میتونه با این مشکلات کنار بیاد، چون این مشکلات رو تنها و تنها نتیجه ی بخشی از فرایندهای حیات و تکامل می بینه، نمونه ای از آزمون های سعی و خطای طبیعت، که با شکست مواجه شده و منطقا نمیتونه در مسابقه باقی بمونه، دست کم تا زمانی که علاجش توسط بشر پیدا بشه.

کنار اومدن با روندی که میلیاردها سال برقرار بوده و هست و طبیعت چیزی جز اون نیست، خیلی راحت تره از جدل و کشمکش با خود و خدا و امید بی پایان و واهی به شفا و بخشش و احساس گناه و عذاب الهی یا احساس تحت آزمایش بودن بی دلیل. پس اینجوری نیست که دین داری لزوما و همیشه آرامش دهنده باشه و خدا نقش دلداری دهنده رو همیشه حفظ کنه.

 

* این جمله رو تو یه وبلاگ دیدم، ولی عنوانش یادم نیست.


کلمات کلیدی:
 
آخرش کافر میشم، اما نه حالا حالاها
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  

هر دو قسم خوردن...

 ابلیس قسم خورد که ما رو فریب میده، خدا هم قسم خورد که جهنم رو از ماهایی که فریب بخوریم پر میکنه.

در نتیجه، توطئه ای چیده شد و پدر و مادرمون که اتفاقا و دقیقا جزو مجموعه ی میمون نمایان انسان سایان خلق شده بودن (عمدا، به کوری چشم داروین و راسل و داوکینز) با یک لگد به زمین پرت شدن و اتفاقات زیادی - اتفاقات خیلی زیادی - رخ داد تا قسم هایی که خورده شده بود برقرار بشه.

شاید هم شدم و خودم خبر ندارم.


کلمات کلیدی:
 
علوم غریبه
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤  

بنزین گرون میشه، خیابونها شلوغ میشن

بنزین ارزون میشه، خیابونها شلوغ میشن

ماشین ارزون میشه، خیابونها شلوغ میشن

ماشین گرون میشه، خیابونها شلوغ میشن

بنزین ارزون میشه، ماشین گرون میشه

بنزین گرون میشه، ماشین گرون میشه

به بچه سخت بگیری بد تربیت میشه

بچه رو آزاد بذاری بد تربیت میشه

اگر به دیگران قرض بدی پولت از دستت میره

اگر به دیگران قرض ندی پولت از دستت میره

...


کلمات کلیدی:
 
نرم افزار بررسی تداخل بین داروها
ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤  

یه نرم افزار آنلاین و به درد بخور برای کسانی که قراره چند دارو رو با هم مصرف کنن و می خوان از تداخل احتمالی اونها با هم مطلع بشن:

 

http://www.drugs.com/drug_interactions.php

 

داروها رو وارد کنین تا تداخل بین همه ی اونها رو بررسی کنه و نتیجه رو بهتون گزارش بده.

 

* کاش بعضی از اون به اصطلاح متخصص هایی که من دیدم، دست کم قبل از تجویز داروها و پلی تراپی های احمقانه شون، نگاهی به اینجور منابع می انداختن.

 


کلمات کلیدی: تداخل داروها
 
 
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۳  

امروز تولدشه

من که به روی خودم نیاوردم، بقیه هم یا نمی دونستن یا اونها هم به روی خودشون نیاوردن.


کلمات کلیدی:
 
سیاست در چند جمله
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٩  

از نهضت مشروطه ی خودمون گرفته تا رویدادهای مصر که اونم دیگه داره فرسایشی میشه، چند نتیجه به دست میاد:

- انقلاب، قیام، خیزش، اعتراض، آشوب، فتنه، شجاعت، خیانت، رذالت، فداکاری، دیوانگی واینجور واژه ها، مبهم و گنگ هستن و هر کسی می تونه به میل خودش از اونها استفاده کنه. مثلا ما می تونیم بگیم مردم مصر دارن خیزش یا قیام میکنن و فلان مفتی عرب میتونه بگه دارن آشوب و فتنه می کنن. ما می تونیم بگیم این کار مصری ها شجاعته، و ایشون میتونن بگن نه، این خیانته. ملاکی برای سنجش حق از باطل و درست از نادرست وجود نداره و اصلا این واژه ها هم اموری گنگ هستن.

- برخی شیوه ها برای سرکوب خیزش (یا همون فتنه) با موفقیت به کار گرفته میشن، از قطع ارتباطات معترضین (همون آشوبگران) و افزایش آگاهی مردم (یا فریب مردم) گرفته تا آشوب طراحی شده و ارعاب و به کارگیری موجودات فضایی و ... که برخی از اونها به عقل جن هم نمی رسه. این تجربه ها به شدت قابلیت صدور و توسعه دارن و می تونن توسط سایر مستضعفان (همون مستکبران) به کار گرفته بشن.

- انقلاب/ فتنه، خود به خود پیروز نمیشه مگر اینکه اقدامات وی‍ژه ای (توسط انقلابیون/فتنه گران و یا توسط دیگرانی که بیرون از گود نشستن) صورت داده بشه.

- انقلاب/فتنه چه پیروز بشه و چه نشه، فقط برای تعداد کمی از مردم خیلی فرق میکنه و نتیجه ی خاصی برای اکثریت مردم نداره. مثلا بل‍ژیک و سوئد اگر الان به جای پادشاهی مشروطه، جمهوری داشتن از وضعیت فعلی پیشرفته تر نمی شدن، فرانسه اگر انقلاب نکرده بود و الان لویی شونصدم پادشاه بود تفاوت خاصی با جمهوری فعلی نمی کرد. ما اگر انقلاب نکرده بودیم ...

مهم ترین نتیجه: فکر نون کن که خربزه آبه، کلاه خودت رو بچسب که باد نبره، هر خری پیدا شد تو هم بشو پالونش.

 

-----------------

و حالا بعد از چند ماه در خرداد 90 یک نکته دیگه رو باید به این یادداشت اضافه کنم: داشتن معیارهای دوگانه، ویژگی بیشتر حکومت هاست و این وسط چیزی که قربانی میشه حقیقت، انصاف و صداقته.

همونطور که آمریکا درباره ی قیام مردم بحرین و سوریه معیارهای دوگانه ای داره، حکومت ما هم دقیقا درباره ی قیام های دو کشور معیارهای دوگانه ای داره. هر دو حکومت آمریکا و ایران، یکی از این قیام ها رو "توطئه" و دیگری رو "انقلاب" میدونن، منتها درست برخلاف هم.

آیا واقعا "حقیقت" وجود داره؟ یا اینکه فقط ساخته ی ذهن افراد آرمانگرا و خیال پردازه؟



کلمات کلیدی:
 
ریشه
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٧  

گاهی شباهت های عجیب و عمیقی بین گویش نیسیانی با بقیه گویش های ایرانی پیدا می کنم، مثلا با گویش های لری، کردی، بلوچی، تاتی و تالشی. نکته ی جالبش پراکندگی جغرافیایی این گویش هاست، طوری که مرکز و شمال و شرق و غرب ایران رو پوشش میدن. میشه حدس زد که این گویش ها در زمانی نه چندان دور، با هم تفاوتی نداشتن و ریشه ی همه ی اونها یک زبان بیشتر نیست.

مدتی پیش یکی از دوستان تات زبان داشت درباره ی گویش تاتی حرف می زد و من ازش خواستم چند تا جمله رو با گویش خودشون بگه، هردومون از شباهت بین گویش ها کلی تعجب کردیم. این انگیزه ای شد برای نوشتن این مطلب و جمع کردن چند واژه ی شبیه به هم، هرچند که واژه های مشترک خیلی بیش از اینهاست.

 

واژه های فارسی دری، معادل تاتی (از http://www.iranmember.com/showthread.php?p=11284) و معادل نیسیانی که با رنگ قرمز نوشتم:

 

 

  • شلوار: شالوار  شالوار
  • برف: فرف        ورف
  • باران: وارون     وارون
  • تگرگ: تی اَرس   تخرس  tekhars
  • خانه: چیَ  کیَ  kiah
  • کجا: چوآ ( choa)   کوا  kowa
  • اینجا: اِندیا (endia)  انده  ende
  • پریروز: پر (pare)  پره  pere
  • امروز: مرو (meru)  ارو  aro
  • پسفردا: پسرا (Pesara) پچرا  pechera
  • بیرون: بَر (Bar)  بر Ber
  • قاشق: کَنچه (Kanche)   چمچه Chomche
  • گربه: مرچین (Marchin)  مله mala
  • مرغ: کرگ (Karg)  کرک Kark
  • داماد: زوما  زومو zomo
  • سیب: اَسواَ  ساو saw
  • زیر،پایین: جیرا  ژر jher

برخی از افعال تاتی هم با افعال نیسیانی شباهت دارن، نمونه های زیر که تاتی هستن با کمی تغییر در نیسیانی هم دیده میشن:

  • عقب افتادن peykaton
  • جلو افتادن pish ikatan
  • افتادن ikatan
  • آمدن omian
  • مردن mardan
  • گفتن vaatan
  • نهادن (بر جایی نهادن) nayan

 

گویش نیسیانی برخلاف تاتی مذکر و مونث نداره (هرچند از برخی آواها به نظر میاد که در گذشته مونث و مذکر داشته)، ضمن اینکه در گویش نیسیانی با توجه به زمان، ممکنه ضمیر متصل پیش از فعل بیاد، برای نمونه از مصدر "وتان" به معنی گفتن:

بم وت bemVot: بگفتم

بت وت betVot: بگفتی

بش وت BeshVot: بگفت

این زمان گذشته ی دور بود. یک زمان گذشته ی نزدیک هم در گویش نیسیانی هست که در اون، ضمیر به آخر فعل می چسبه:

 

وتم Votem: گفتم

وتت Votet: گفتی

وتش Votesh: گفت

 

البته صرف افعال در کنار ضمیرها پیچیده تر از اینهاست و تنوع زیادی داره:

 

به او گفتم: پشم بووت peshem Bovot

به من گفت (مرا گفت): مش بووت  mosh Bovot

به تو گفتم: تم بووت tom Bovot

به تو گفت: توش بووت tosh Bovot

چه گفتی؟:  چت بووت؟  chet Bovot

 

 

زمان  "کنو" یا اکنون:

می گویم: واهان vahan

می گویی:  وهی vahi

می گوید:  وهه vaha

 

می خواهم بگویم:  پیم بواهان piem Bovahan

می خواهی بگویم:  پیت بواهان peit Bovahan

می خواهی بگویی:  پیت بوهی piet Bevahi

می خواهد بگوید: پیش بوهه  piesh Bevaha

 

بیشتر واردش نمیشم چون خودم هم درست بلد نیستم.

همچنین شباهت قابل توجهی بین گویش تالشی با نیسیانی هست، طوری که من بخش زیادی از این متن تالشی رو متوجه میشم: http://www.zabanetaleshi.blogfa.com/post-6.aspx

واژه هایی مثل زوون، ویشتر، ژن، روج، وینه، تو همون نگاه اول نظرم رو جلب کرد، تفاوتی که زود به چشم میاد اینه که در تالشی مضاف و مضاف الیه جابجا هستن.

 


کلمات کلیدی:
 
200
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٦  

در افغانستان و تاجیکستان بهش میگن "دوصد" و در ایران بهش میگن "دویست".

ریشه ی کهن اون رو خیلی ساده میشه پیدا کرد: "دِه ویست" یا "ده بیست"، یعنی ده تا بیست.

در گویشهای کهن ایرانی هنوز "دِه" و "ویست" جای خودشون رو به "دَه" و "بیست" ندادن، وگرنه هیچکس نمی تونست بفهمه واژه ی "دویست" از کجا اومده.

 

 


کلمات کلیدی:
 
همه رقم دارو به ویژه ضد تشنج!
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٥  

اینهمه نوشته های ارزشمند (!) دارم اما نمی دونم چرا مردم بیشتر به دنبال داروها میان اینجا. باز هم دچار حس خود متخصص بینی حاد شدم.

10-     Google : قطره هالوپریدول     ایران    
12-     Google : قطره هالوپریدول     ایران    
13-     Google : الانزاپین     انگلستان    
14-     Google : قطره هالوپریدول     ایران    
15-     Search : کاربامازپین     ایران    
16-     Google : عوارض شربت پیراستام     ایران    
17-     Google : قرص keppra     ایران    
18-     Google : دیازبام 1000     ایران    
19-     Google : استازولامید     ایران         
21-     Google : وجه تسمیه مورچه خورت     ایران    
24-     Google : لامیکتال     ایران    
25-     Yahoo : قرص کپرا     ایران    


کلمات کلیدی: